السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
485
تفسير الميزان ( فارسي )
در آوردند ، در اين ميان تورات و تابوتى كه تورات را در آن مىنهادند نابود شد . تا حدود پنجاه سال وضع به همين منوال گذشت و آن چند هزار نفر كه در بابل بودند نه از كتابشان عين و اثرى بود و نه از مسجدشان و نه از ديارشان ، به جز تله هايى خاك باقى نمانده بود . و پس از آنكه كورش يكى از ملوك فارس بر تخت سلطنت تكيه زد و با مردم بابل كرد آنچه را كه كرد ، و در آخر بابل را فتح نمود و داخل آن سرزمين گرديد ، اسراى بنى اسرائيل را كه تا آن زمان در بابل تحت نظر بودند آزاد كرد و عزراى معروف كه از مقربين درگاهش بود امير بر اسرائيليان كرد و اجازه داد تا براى آنان كتاب تورات را بنويسد و هيكل را بر ايشان تجديد بنا كند و ايشان را به مرامى كه داشتند برگرداند و عزرا در سال چهار صد و پنجاه و هفت قبل از ميلاد مسيح ، بنى اسرائيل را به بيت المقدس برگردانيد و سپس كتب عهد عتيق را برايشان جمع نموده و تصحيح كرد و اين همان توراتى است كه تا به امروز در دست يهود دائر است ، ( اين سرگذشت از كتاب « قاموس كتاب مقدس » تاليف مستر هاكس آمريكايى همدانى و ماخذ ديگرى از تواريخ گرفته شده ) . و خواننده عزيز بعد از دقت در اين داستان متوجه مىشود كه توراتى كه امروز در بين يهود دائر است سندش به زمان موسى ع متصل نمىشود و د رمدت پنجاه سال سند آن قطع شده و تنها به يك نفر منتهى مىشود و او عزرا است كه اولا شخصيتش براى ما مجهول است و ثانيا نمىدانيم كيفيت اطلاعش و دقت و تعمقش چگونه بوده ، و ثالثا نمىدانيم تا چه اندازه در نقل آن امين بوده و رابعا آنچه به نام اسفار تورات جمع آورده از كجا گرفته و خامسا در تصحيح غلطهاى آن به چه مستندى استناد جسته است . و اين حادثه شوم ، آثار شوم ديگر ببار آورد و آن اين بود كه باعث شد عده اى از دانشپژوهان و تاريخنويسان غربى به كلى موسى ع را انكار نموده ، هم خود آن جناب هم ماجرايى كه در زمان او رخ داده و معجزاتش را افسانه معرفى كنند و بگويند در تاريخ كسى به نام موسى نبوده ، هم چنان كه نظير اين حرف را در باره عيساى مسيح زدهاند ، ليكن از نظر اسلام هيچ مسلمانى نمىتواند وجود اين دو پيامبر را انكار كند ، براى اينكه قرآن شريف تصريح به وجودشان نموده ( و قسمتهايى از سرگذشتشان را آورده است . ) 2 - داستان مسيح و انجيل يهود نسبت به تاريخ قوميت خود و ضبط حوادثى كه در اعصار گذشته داشتند مهتم هستند و با اين حال اگر تمامى كتب دينى و تاريخى آنان را مورد تتبع و دقت قرار دهى ، نامى